روستای ابیانه در 40 کیلومتری شمال غربی نطنز و 70 کیلومتری جنوب کاشان در استان اصفهان و در دامنه کوه کرکس واقع شده است.
این ناحیه از یک ردیف چینه که سن آنها از پرکامبرین زیرین تا دوران چهارم است تشکیل یافته است که همراه با تشکیلات آتشفشانی می باشد.خاک این منطقه دارای آهن (هماتیت) است و رنگ سرخ آن ناشی از همین مسئله است .مزیت این خاک مقاومت در مقابل نفوذ باران است.
روستای تاریخی ابیانه به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد معماری و بافت ارزشمند و کهن آن در تاریخ 30/5/1354 در فهرست آثار ملی کشور با شمارة 1089 به ثبت رسیده است.
از نیمه دوم سال 1381 این روستا در فهرست پایگاه های سازمان میراث فرهنگی و پروژههای ملی کشور مطرح شد و به عنوان پایگاهی مستقل با مدیریت و تیم کارشناسی و تخصصی آغاز به کار کرد.
مسیر راه
در فاصله 50 کیلومتری جاده کاشان- نطنز در نزدیکی پل هنجن جاده ای فرعی به سمت غرب جدا شده و پس از گذشتن از چهار روستای یارند - کمجان - برز و طره به دره ابیانه وارد میشود.
فاصله این راه روستایی آسفالته، از روستای هنجن تا دروازه بالای ابیانه 22 کیلومتر است.
پیش از ابیانه در جاده منتهی به آن آثار و مناظر بدیع بسیار وجود دارد و نمونهاش قلعهای است که در روستای هنجن قرار دارد. در بدو ورود به ابیانه و از آخرین پیچی که جاده دارد به ناگهان رنگ خاک عوض میشود و کبودیاش چشم را خیره میکند.
شاید همین سرخی طبیعی که از عجایب طبیعت این منطقه است اصلیترین عامل جذابیت ابیانه باشد. راه اصلی ارتباطی درسمت شرقی روستا و در امتداد روستاهای پنجگانه به سمت شرق کشیده شده است . از سمت غرب نیز راه ماشین رو خاكی ، ابیانه را در امتداد جاده مزرعه تجره ، مراوند به مزارع اطراف و منطقه جوشقان قالی ، میمه و اصفهان مربوط میكند كه این راه قبلاً راه اصلی و ارتباطی معاملاتی بوده است اما در حال حاضر بیشتر به خاطر وجود شیلات مورد توجه است.
از آنجا که در دامنههای شیبدار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانههای مورد نیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپههای یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد كند.
این غارها که در دل تپهها حفر شدهاند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار میگیرد.
آب و هوا
آب و هوای ابیانه معتدل کوهستانی است. طولانی ترین فصل آن زمستان است و تابستانهای معتدل دارد. متوسط دمای سالیانه 22 درجه و متوسط بارندگی 214 میلی متر در فصل زمستان است .متوسط رطوبت سالیانه آن 45 درصد است.
پوشش گیاهی
پوشش گیاهی مشخص این منطقه گون است، در این منطقه گز و خارشتر هم دیده میشود. گاوزبان و ختمی و در ارتفاعات زرشک هم وجود دارند.
وجه تسمیه
گاهی در ذهن بعضیها به صورت (آب یا نه=آب هست یا نه؟)بیان شده که البته توجیه درستی نیست و برای ریشه یابی نام ده باید به گویش خود مردم رجوع کرد. مردم روستا ابیانه را ویونه =ویانه و خود را ویانه ای=ابیانه ای یا ویونج مینامند و میگویند کلمه همان بید بن و واژه ویانه از بیدانه و بیدستانه است که در فارسی به صورت ابیانه و بیانه تحریف شده است.
تقسیمات
شکل کلی روستا تابع وسعت و کف دره می باشد که حلزونی شکل است .از نظر فیزیکی می توان آن را به 3 قسمت متمایز تقسیم کرد:
1.محل سکونت
2.باغستان
3.دشت
خصوصیت مشترک این سه قسمت محدودیت آنها است، زیرا تا حد امکان گسترش یافته و به دامنه کوههای اطراف میرسند.
در موارد متعدد دیده میشود که برای گسترش زمین زراعتی یا باغ و حتی قبر کوهها را شکافته اند.کوچهها کج و معوج و از نظر سطح متفاوتند. کوچه مربوط به خانه های بالاتر گاهی به سقف خانه های پایین تر منتهی می شود، زیرا کوچه های شمالی جنوبی تابع شیب کوه و سرازیرند و اکثرا با عرض ا تا 2 متری دیده میشوند.
کوچههای غربی، شرقی از عرض بیشتر و سطح هموارتر برخوردارند، بر روی تعدادی از آنها سقف زده اند و اطاق ساخته اند، به این کوچه های مسقف سُبا ت یا سابات (sobat )میگویند. گاهی نیز چون دالانی به چند خانه منتهی میشوند.
محله سکونت به 3 منطقه تقسیم می شود:
1.محله هِرده در بخش شرقی روستا
2.محله پَل در قسمت شمالی نهر(بالا ده)
3.محله یُسمان در قسمت جنوبی نهر
موقعیت و استقرار بافت روستا بشکل خطی است و در امتداد نهر منشعب از چشمه می باشد. باغات و کشتزارها در جنوب نهر جای دارند که با استفاده از شیب زمین، براحتی میتوانستند از آبهای سطحی بهرهمند شوند.
در گذشته محل هرده و یسمان شامل اکثر تأسیسات و اماکن عمومی ده بوده است اما آنچه جدیدا ساخته شده در محل پل قرار دارد، مانند شرکت تعاونی، درمانگاه، مدارس، قبرستان و ....به طور کلی ده به سمت شمال غرب و غرب در حال گسترش است.
دو قلعه به نامهای قلعه هرده و قلعه پل در پشت و سمت شمالی آن قرار گرفته اند .در قسمت جنوبی ده پس از بالا رفتن از بستر رودخانه قلعه دیگری به نام قلعه همونه دیده میشود.
قرار گیری ابیانه در یک منطقه کوهستانی، ویژگیهای خاصی به معماری این روستا داده است که به این موارد می توان اشاره کرد:
1- گسترش روستا بر روی شیب کوه، باعث شده که از وزش بادهای شدید در امان باشد. این مسئله برای محفوظ نگاه داشتن بناها در مقابل فشارهای جانبی و همینطور کنترل حرارت، نقش مهمی دارد.
2- زمینهای ابیانه از جنس سنگی یا رسی است و این مسئله باعث میشود که آبهای سطحی جذب زمین نشده و در بستر رودخانه جاری شود و مورد استفاده کشاورزی و باغداری قرار گیرد.
3- ساختمانهای روستا معمولاً دو تا سه طبقه ارتفاع دارند و نحوه قرارگیری خانهها در شیب کوه موجب شده که از طبقه دوم به بالا منظره زیبای دره مشاهده شود، علاوه بر آن تابش نور خورشید و جریان هوا به تهویه و مطبوع شدن هوای فضاهای داخلی کمک میکند.
4- سرازیر شدن سیلابها که غالباً در بستر دره مسیر خود را باز میکنند و همینطور سیلابهای کوهستانهایی که مشرف به روستای ابیانه هستند، عامل دیگری است که موجب استقرار روستا در مکان فعلی شده است.
در ساخت خانهها که بر دامنه شمالی دره قرار گرفته اند ضمن تبعیت از فرم فیزیکی تپه، سعی شده که جهت روبه قبله کلیه ساختمانها رعایت شود.
مصالح و ساختار
در ساخت بناهای روستا کلاً از دو نوع مصالح با قابلیتهای فنی متفاوت استفاده شده است.
گروه اول- مصالحی مانند سنگ و خشت که بیشتر بعنوان عناصر سازه ای عمودی در دیوارها ، جرزها و غیره استفاده میشود ( درساخت پی بناها سنگهای طبیعی کوه و یا بستر صخرهای مورد استفاده قرار میگیرد)
گروه دوم- انواع چوب که بهعنوان عنصر کششی در سقفها و سردر بازشوها و موارد مشابه مورد استفاده قرار میگیرد. چوبهای مورد نیاز را از درختان کبوده، تبریزی، چنار، صنوبر، شاخ و برگ بید، نی و مانند آنها بدست میآورند.
برای اندود درون و بیرون ساختمانها نیز از ملاط خاک قرمز و کاه استفاده میکنند که به دلیل چرب بودن جنس خاک، دوام خوبی دارد و مانع نفوذ رطوبت میشود. خاک زرد (هوک زرا) و خاک سفید (هوک اسپی) نیز برای اندود مورد استفاده قرار میگیرد اما دوام خاک قرمز را ندارد.
معماری
خانهها اکثرا دو طبقه هستند که عموما طبقه زیرین برای نگهداری حیوانات است، سقف خانه ها چوبی ، در ها و پنجره ها چوبی و منقش هستند که بهترین و زیباترین آن در بیرون است. نکتهای که قابل توجه است چفت ها و قفل های متعددی است که این احتیاط در مورد باغها به صورتی است که شاخههای خار دار زرشک را بر لب دیوار قرار داده اند.
جلو اکثریت به اتفاق خانهها دو سکوی بزرگ و پهن قرار دارد و دارای پیشطاقی استکه به منظور جلوگیری از ریزش باران و تابش آفتاب ساخته شده است.
بر در هر خانه در ارتفاع 3/2 درب دو حلقه یا کوبه وجود دارد که بنا به گفته اهالی یک کوبه برای مردان و دیگری برای زنان به کار می رفته است.
با بررسی تاریخی بناهای موجود به سه گروه عمده برمیخوریم:
1- خانه های دوره سلجوقی: این خانهها حیاط ندارند. آنها دارای یك ایوان جنوبی حدودا" به ارتفاع 5 متر است. اطراف این ایوان، خانه در دو طبقه بالا رفته و اتاقها پیرامون صفه قرار دارند . یك فضای باز بنام صفه در هر خانه تعبیه شده و بعنوان حیاط مسقف کار میکرده و همچنین برای مراسم عزا و عروسی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است.
2- خانه های دوره صفویه : در این دوره توجه بیشتری به صفه شده و خانه های چهار صفه ای پیشرفت كرده است. قرینه سازی در آنها رعایت شده و تزئینات داخلی هم كاملاً از دوره قبل متمایز است.
3- خانه های دوره قاجاریه : از اواخر دوره صفویه در وضع عمومی روستا رکود بوجود آمد و تا اواخر دوره قاجار ادامه داشت.
بناهای مسکونی
ساختمانهای موجود در روستا از دوره سلجوقیان به بعد میباشند که در طول این سالها بارها مورد مرمت و باز سازی قرار گرفته اند.
بناهای مذهبی
آتشکده هارپاک (هِرپَک):
در مسیر کوچه اصلی ابیانه که از دروازه بالا تا دروازه پایین امتداد دارد چهار تا از گذرگاههای سرپوشیده که سبات (سابات) نامیده میشوند و اولین آنها سباتی است که آتشکده در آن قرار دارد. این بنا در 3 طبقه ساخته شده که دارای چهار طاقی است و از سنگ لاشه و گچ ساخته شده است.
در گویش ابیانه هِر به معنی زیر و پَک به معنی پله است.
اما عدهای دیگر این نام را به هارپاک که از چهرههای بزرگ و برتر در تاریخ هخامنشی و ماد است نسبت می دهند.در هیچ نقطه ای از ایران آتشکده ای به این نام وجود ندارد اما دلیل وجود داشتن این آتشکده با این نام را در ابیانه را می توان پایبند بودن مردم این خطه به سنتهایشان دانست.
داستان هارپاک از این قرار است:
هوخشتره ( شاه ماد ) پس از نابود کردن آشور به سال 612 ق.م و ایجاد امپراطوری ماد ثروت بزرگی برای فرزندش به ارث گذاشت.اما فرزند وی به جای محافظت از این ارزش ها به ظلم کردن و عیاشی پرداخت. شبی خواب دید که از شکم دخترش ( ماندانا ) چشمه ای جوشید که سراسر آسیا را در بر گرفت. تعبیر خواب او چنین بود که دختر او ماندانا پسری به دنیا خواهد آورد که سلطنت را از وی خواهد گرفت.شاه ماد ماندانا را به کمبوجیه _که مردی نجیب بود_ داد به امید اینکه از وی فرزندی آرام و نجیب مانند خودش به دنیا خواهد آمد.
ماندانا کورش را به دنیا آورد و دوباره خواب پادشاه به گونه ای دیگر تکرار شد و این شاه کوروش را به هارپاک _وزیر خود_ سپرد تا کورش را نابود سازد و هارپاک نیز از کشتن این کودک صرفنظر کرد و او را به چوپان دربار (مهرداد ) سپرد و این طفل در قصر پدرش بزرگ شد.سرانجام روزی شاه ماد فرزند ماندانا را شناخت و درصدد انتقام گرفتن از هارپاک برآمد و تا آنجا که دستور داد پسر وی را کشتند و در یک مهمانی گوشت بدن پسر به خورد پدر دادند.هارپاک با این وجود که از ماجرا با خبر شده بود ولی سکوت کرد.هنگامی که کورش در پارس دست به قیام زد شاه ماد هارپاک را به فرماندهی سپاه برای سرکوب کردن کورش برگزید و هارپاک نیز فرصت را غنیمت شمرد و در اولین فرصت سپاه را تسلیم کورش نمود و کورش نیز پایتخت ماد را فتح کرد و سلسله ماد منقرض شد و کورش به پاس بزرگواری هارپاک دستور داد تا در جای جای ایران آتشکده هایی را به نام هارپاک بنا کنند.که یکی از انها احتمالا آتشکده ابیانه است.
مسجد جامع ابیانه
این مسجد در قرن پنج ساخته شده و دارای یک محراب بسیار نفیس به طول دو و پهنای یك متر و هشت سانتیمتر است. تزئینات بسیار زیبایی در محراب به کار رفته و اطراف آن سوره یاسین به خط کوفی گلدار و ساده کنده کاری شده است.تاریخ ماه جمادی الاول سال 477 هجری بر روی آن است. و منبری از عهد سلجوقیان با تاریخ ماه محرم 466 هجری وجود دارد. سقف، ستونها و کف چوبی از دیگر ویژگیهای مسجد ابیانه می باشد. سطح داخلی رواقهای سقف با پوشش چوبی و هنر ظریف کاری نجاری ترکیب یافته است.
مسجد حاجتگاه
این مسجد در کنار آسیاب ابیانه و در قسمت غربی ده قرار دارد. ساخت این مسجد را به دوره صفویه نسبت دادهاند. در جلوی در ورودی مسجد تختگاهی به نام تخت مسجد وجود دارد که برای هواخوری و آمادگی برای نماز مورد استفاده قرار می گرفته است.
مسجد پُرزله
این مسجد در محله معروف پرزله واقع است. بنای اصلی آن در دوره صفویه است. بصورت یك سالن بزرگ بوده كه در اواخر دوره قاجاریه شبستان كم عرض جنوبی به آن اضافه شده است.
در این مسجد دو درب وجود دارد که تاریخ درب دو لنگه ای شرقی 1508 و تاریخ درب یک لنگه ای شرقی 701 هجری قمری می باشد. در طبقه دوم دری دو لنگه به طرف غرب مسجد بازمی شود که تاریخ 1501 را بر پیکر خود دارد. این مسجد ایوانی به طرف جنوب روستا دارد.
مسجد یُسمان
در میان محله یسمان واقع و اثر، نوشته ای تاریخی ندارد. از بناهای قبل از دوره صفویه است.
امامزاده ابیانه زیارت
این مكان در محله پایین ده واقع شده است و بنام زیارت معروف است. این مکان مدفن دو نفراز فرزندان امام موسی كاظم (ع) بنام شاهزاده یحیی و شاهزاده عیسی است. این بنا که حیاط و حوض زیبایی دارد، دارای گنبد كاشیكاری فیروزه ای رنگی است كه درمیان خانه های سرخرنگ ابیانه جلوه ای خاص دارد. پس از به شهادت رسیدن امام رضا در مشهد عده ای از خانواده بنی هاشم که به هوای آن حضرت راهی ایران بوده اند مورد تعقیب دستگاه حاکم قرار گرفته و دو امامزاده مذکور پس از پناه بردن به ابیانه با آنها درگیر شده و به شهادت رسیدند.
هینزا
در ضلع جنوب شرقی ابیانه و پس از گذشتن از تپه ای نسبتا بلند و عبور از کنار باغهای سرسبز به دره ای زیبا و دل انگیز میرسیم که هینزا نام دارد در انتهای این دره ساختمانی به چشم میخورد که نظرات مختلفی در مورد آن وجود دارد:
1- گفته میشود که این مکان گذرگاه بیبی زبیده خاتون بوده و هنگامی که دشمنان وی قصد کشتن او را میکنند او به این کوه پناه می آورد. در زمان ما نیز از این مکان بهعنوان زیارتگاهی برای مردم مورد احترام است.
2- نظردیگر در مورد این مکان حاکی از ان است که: نام "هینزا" تحریف شده ی نام" میترا"است و مکانی است برای پرستش میترا .( دلیل آن هم میتواند این باشد که ایرانیان باستان بر اساس عقاید خود این معابد را درکنار نهر و یا جویها می ساختند و این بنا نیز در کنار یک جوی آب همیشه روان ساخته شده است.)
خانقاه
در دوره شاه عباس صفوی که اصفهان پایتخت ایران شد مقامات دولتی به ابیانه به دلیل آب و هوای مناسب توجه بسیاری داشتند و به این روستا بسیار آمد و شد میشد. به همین دلیل اهالی روستا به فکر خانه ای برای پذیرایی از مهمانان افتادند و این بنا را به نام "خانقاه" بنا نهادند. به این محل پخونگاه نیز گفته میشود.
معبد هرشوگا
كه به اشتباه به آتشكده معروف شده درصورتی كه هرشوگا نام مكانی است كه پارچهها را بعد از آماده كردن برای آهار دادن به این محل میآورده اند و آن را شو (آهار دادن ) میدادند.
از بناهای عمومی میتوان به حمامها اشاره کرد، دو باب حمام که به اصطلاح مردم روستا "گرم آوه" گفته میشود یکی در محله پائین ده(هر ده) و دیگری در محله یسمان می باشد.
روستا دارای سه آسیاب است.
غار "پری هُل"
پس از گذشتن از کوههای جنوبی مشرف به روستا به کوهی می رسیم که غار زیبایی در آن قرار دارد.این غار در زمانهای قدیم پناهگاهی برای چوپانان و گوسفندانشان بوده است و دارای قسمتی است که به آن موزهی غار گفته می شود که دارای قندیلهای آهکی است و میتوان ادعا کرد که این غار یکی از زیبا ترین غارهای ایران است.
مردم شناسی
جمعیت
جمعیت ابیانه پیر است.در سر شماری سال 1377 ساکنان این روستای تاریخی 308 نفر بودهاند که از میان آنها 181 تن زن و 127 تن مرد هستند. 3/2 جمعیت بالای 60 سال سن دارند.
بیشترین بار مسئولیت خانواده بر عهده زنان است. بر خلاف روستاهای دیگر، متوسط فرزندان هر خانوار ابیانهای به 3 فرزند می رسد. اگر مرد یا زنی همسر خود را از دست میداد به فکر ازدواج مجدد نبود و به بزرگ کردن فرزند یا فرزندان خود می پرداخت. دو همسری جزء کارهای ممنوع و مردود بود و به ندرت اتفاق میافتاد.
دین
دین مردم ابیانه زرتشتی بوده است و امروزه شیعه دوازده امامی است.
لباس
لباس اهالی ابیانه منحصر به فرد است. لباس مردان عبارت است از یک شلوار گشاد مشکی همراه با روقبا و آرخالق(نوعی جلیقه).
لباس زنان عبارت است از یک دامن کوتاه چین دار که حدود 10 تا 15 متر پارچه مشکی در آن به کار رفته و پیراهن که از پارچههای گلدار است. یقه پیراهن معمولا تزئین میشود.
چارقد حدود 2 متر و نیم پارچه گلدار است. در زمستان به علت سردی هوا روسری چهارخانه ای بر روی چارقد استفاده میکنند.
هر چه بر سن افراد اضافه می شود رنگ لباسها به تیرگی می گراید، اوج این تشخیص در اختلاف رنگ لباس دختران و زنان دیده می شود، دختران اکثرا جورابهای رنگ روشن و روسری با گلهای قرمز می پوشند اما زنان جورابهای تیره و روسری با گلهای سرمهای بر سر میکنند. لباسها بین 80تا 150هزار تومان قیمت دارند.
اهالی ده اعم از تحصیل کرده و کم سواد و پزشک و... در بازگشت به ده خود را ملزم می دانند که لباس محلی خود را بپوشند.
زبان و لهجه
25 درصد از واژه های ابیانه ای از زبان پهلوی ریشه میگیرد.در زبان ابیانه ای برای اشیا نیز ضمیر مذکر یا مونث استفاده میشود. مثلا ضمیر نون که ضمیر مذکر است برای پسر به کار می رود. برای درخت و کلنگ نیز کاربرد دارد. ضمیر نِه نِه که مونث است برای سطل هم به کار میرود.برای اینکه بگویند یک دختر میگویند یه دته یا یه زنه برای اینکه بگویند یک پسر میگویند اِ پورا که برای برخی از اشیا هم به کار میرود. مثلا یک مرد اِ مرا و...
تمام درخت ها را با گذاشتن "اِ" در جلوی اسم درخت مذکر میکنند و فقط درخت انگور با قرار دادن "نِه" مونث میکنند.
مراسم و اعیاد
از مراسم مهم در ابیانه عید نوروز، عید عمر و عید فطر است. عزاداری عاشورا و تاسوعا نیز از مهمترین مراسم آن است.
صبح روز عاشورا مربوط به مراسم جقجقه زنی است که تنها مردان در آن شرکت دارند و زنان و بچهها به دنبال آنها روانه میشوند.جقجقه عبارت است از دو چوب کوچک به طول تقریبی هفت سانتی متر و قطر 6 سانتی متر که همواره با نوحه خوانی و ریتم بسیار جذابی آنها را به هم میکوبند.
بعد از ظهر تاسوعا و صبح عاشورا مخصوص مراسم نخل برداری است. مسیر نخل مشخص است. در روز عاشورا نخل را در مکانهای مشخصی بر اساس سنت میگذارند و اهالی محل کله قندی میآورند که سر آن را کسی که روی نخل نشسته بر میدارد و بقیه را قنداب درست میکنند و به مردم میدهند.
هر خانواده علاوه بر کله قند وقتی نخل در محله او قرار گرفت با شربت و میوه و شیرینی از اهالی پذیرائی میکند. در ابیانه دو نخل وجود دارد که یکی مربوط به محل هر ده و دیگری مربو ط به محله پل و یسمان است.
پس از نخلبرداری فردی که روی نخل نشسته است، شام مردم حاضر در محل را تأمین میكند. حق نشستن بر روی نخل به طایفههایی مشخص تعلق دارد. این حق به صورت موروثی به این افراد رسیده است.
بعد از ظهر عاشورا مربوط به زنجیر زنی است که هیئت هر دو محله پس از عبور از محلات ده در زیارت جمع میشوند و زنجیر می زنند. پس از آن شام غریبان انجام میشود. مراسم عاشورا در ابیانه ضمن عزاداری و داشتن جنبه مذهبی یک نوع گردهم آئی نیز محسوب میشود. همه اهالی با خلوص نیت با لباسهای محلی به عزاداری میپردازند.
ازدواج
به علت پیر بودن جمعیت ساکن، در حال حاضر ازدواج در داخل روستا انجام نمیگیرد. ولی در گذشته این طور بوده است که در یک روز معین خانواده عروس به خانه داماد میرفتند و بر سر مهریه چانه میزدند و گاهی مجلس به هم میخورد.عروسی در یک زمان هم در خانه داماد و هم در خانه عروس انجام می گرفت.
سن ازدواج از گذشته عموما بالا بوده است. علت این امر را باید علاقه مندی والدین و فرزندان به تحصیل دانست که سن ازدواج را بالا میبرد. باید دانست که تعداد افراد این ده که در دانشگاههای ایران یا خارج به تحصیل اشتغال دارند با توجه به جمعیت محدود آن بسیار زیاد است. ازدواج معمولا به صورت درون گروهی انجام میگیرد. میزان آمار طلاق نیز بسیار پائین است.
کشاورزی، دامداری، پرورش ماهی قزل آلا
موقعیت قرار گرفتن زمینهای کشاورزی بدین طریق است که وقتی از ده که در دامنه کوهی نسبتا بلند قرار گرفته به طرف زمینهای زراعتی روانه میشویم، ابتدا به باغات میرسیم. پس از باغها، دشت قرار دارد. تمام کوچهها از ده به باغات میرسد. محصولات زراعی روستا گندم و جو است و محصولات باغات سیب، زردآلو، گلابی، گردو، انگور، بادام، فندق و .... است.
در باغات دو نوع درخت وجود دارد تبریزی و سفیدار، چنار و صنوبر و درخت بید که دو نوع است خوش بید و تلخ بید که در کنار جوی بیرون باغ قرار دارد.