| |
|
|
| |
|
«طلاق» شکست زندگی نیست
چهارشنبه، 27 خرداد 1405
ساعت:
10:08
یک روانشناس اجتماعی با بیان این که نخستین گام در طلاق، پذیرش واقعیت بدون «اما» و «اگر» است، گفت: بهتر است والدین بدون تحلیل و قضاوت به حرفهای فرزند گوش دهند؛ زیرا فرد نیاز دارد روایت خود را بارها بازگو کند تا ذهنش آرام شود.
گوهریسنا انزانی در گفتوگو با ایسنا، درباره این نگاه که طلاق را نوعی شکست میدانند، گفت: ترس از والدین گاهی دردناکتر از خود طلاق است. لازم است مفهوم «شکست» در ذهن والدین بازتعریف شود. طلاق لزوما شکست در زندگی نیست، بلکه پایان یک رابطه است.
انزانی با اشاره به بازگشت فرد جداشده به خانه پدری گفت: این مرحله معمولا سختترین دوره گذار است. فردی که زمانی مستقل زندگی میکرده و با شادی از خانه پدری خارج شده، ممکن است با بازگشت احساس دشواری کند. در این شرایط لازم است فرزند خود مرزهای مشخصی ایجاد کند؛ مثلا از اینکه به عنوان فردی کاملا وابسته دیده شود اجتناب کند، در کارهای خانه مشارکت داشته باشد، درباره ساعت رفتوآمد شفاف باشد و درباره معاشرتهای خود توضیح دهد. اگر اتاق شخصی دارد، بهتر است حریم آن حفظ شود.
این روانشناس ادامه داد: فرزند ممکن است سالها مستقل زندگی کرده باشد و عادت داشته باشد هر زمان که بخواهد رفتوآمد کند، بنابراین بهتر است برخی قوانین بهصورت مشترک تعیین شود. داشتن حریم اطلاعاتی نیز مهم است؛ یعنی برخی بخشهای زندگی را فرد ممکن است ترجیح دهد با دیگران در میان نگذارد. در مسائل مالی اگر فرزند نیاز داشته باشد، والدین میتوانند کمک کنند. همچنین بهتر است مدیریت مهمان یا رفتوآمد دوستان و حتی سفر رفتن فرزند با احترام به مرزها انجام شود.
طلاق فصلی از زندگی
انزانی با بیان اینکه راهکارها و حمایتهایی از سوی والدین باید انجام شود، گفت: والدین باید حمایتهای شناختی از فرزند خود داشته باشند و با کمک مشاور یا وکیل به او کمک کنند تا به زندگی بازگردد و مسئولیتهای جدیدش را بپذیرد، بنابراین لازم است والدین توانمندیهای فرزندشان را به او یادآوری و از او بپرسند این تجربه چه درسهایی برایش داشته است. والدین باید از شعلهور کردن کینهورزی و خشم در فرزندشان پرهیز کنند و به او نشان دهند که طلاق پایان زندگی نیست، بلکه فصلی از زندگی است که به پایان رسیده و میتواند از آن درس بگیرد.
سه اصل طلایی: پذیرش، سکوت و صبوری
انزانی با تاکید بر اینکه سه اصل «پذیرش، سکوت و صبوری» میتواند به فرزندان طلاق کمک کند، اظهار کرد: نخستین گام، پذیرش واقعیت بدون «اما» و «اگر» است. حتی اگر والدین با طلاق مخالف باشند، دیگر این مخالفت معنایی ندارد. نباید جملههایی مانند «حیف نشد؟ کاش زندگیت را میساختی» یا «ما که به تو گفته بودیم…» به کار ببرند. بهتر است فقط بگویند: «متأسفیم که این اتفاق افتاده، اما به تصمیم تو احترام میگذاریم.» بدون تحلیل و قضاوت گوش بدهند؛ زیرا فرد نیاز دارد روایت خود را بارها بازگو کند تا ذهنش آرام شود.
مدیریت ناراحتی والدین از طلاق فرزند
این روانشناس درباره مدیریت ناراحتی والدین از طلاق فرزندشان بیان کرد: در این شرایط چند نوع آسیب روانی ممکن است رخ دهد؛ از جمله سوگ و فقدان، بحران هویت و کاهش عزت نفس؛ واکنش والدین بسیار مهم است و باید فضایی امن و بدون ترس ایجاد کنند تا رنج فرزندشان به رسمیت شناخته شود. لازم است حمایتهای عاطفی، اجتماعی و حتی محیطی ارائه شود؛ محیطی آرام که امکان فکر کردن و بازسازی روانی را فراهم کند. گاهی والدین باید مانند «باند فرودگاه» عمل کنند؛ گاهی سکوت کنند، یعنی بدون کالبدشکافی یا پرسشهای کنجکاوانه، صرفا حضور حمایتی داشته باشند.
وی ادامه داد: سرزنش غیرمستقیم این است که طوری به فرزند نگاه کنند که گویی قربانی یکسری وقایع تلخ است در چنین شرایطی لازم است مرزبندی شفافی وجود داشته و والدین درد و دلهای خود را با افراد مناسب و خارج از فضای رابطه با فرزند مطرح کنند. حفظ حریم خصوصی در این وضعیت بسیار کمک می کند و والدین باید احساسات خود را مدیریت کنند.
این روانشناس در ادامه گفت: ناراحتیهای والدین از طلاق فرزندشان طبیعی است ممکن است نیاز داشته باشند سوگواری کنند یا خشمی را که نسبت به داماد یا عروس سابق دارند خالی کنند. به همین دلیل مدیریت احساسات والدین امری حیاتی است؛ یعنی آرزوهایی که داشتند به نبود آن آرزو تبدیل شده برای مثال شاید تصور میکردند فرزندشان زندگی مشترک موفقی خواهد داشت و اکنون با واقعیت دیگری روبهرو شدهاند. حتی ممکن است نگران باشند که پس از جدایی، فرزندشان چه مسیری را در زندگی طی خواهد کرد.
انزانی درباره اینکه والدین تلاش کنند غم و نگرانی خود را از احساسات فرزندشان جدا کنند و از ایجاد احساس گناه در فرزندشان پرهیز کنند، گفت: توصیه میشود والدین در این زمینه با یک مشاور متخصص یا گروههای حمایتی صحبت کنند. بهتر است تمرکز را از گذشته به آینده بیاورند و از خود سوال کنند «ما کجا اشتباه کردیم» یا «کجا دقت نکردیم»، بپذیرند که طلاق اتفاقی است که امکان دارد برای هر کسی رخ دهد. در این میان، والدین باید به زندگی شخصی خود نیز توجه داشته؛ برای مثال اگر به ورزش، سفر یا دیدار با دوستان علاقه دارند، این فعالیتها را ادامه دهند و حد و مرزهای مناسب را در روابط خود برقرار کنند.
انزانی با اشاره به واکنشهایی که والدین باید از آنها پرهیز کنند، افزود: به فرزند خود گوش دهند، حتی اگر گریه کند یا احساس پشیمانی کند. سعی کنند او را سرزنش نکنند و سوگ خود را از سوگ فرزندشان جدا کنند. گاهی والدین از طلاق فرزندشان غصه میخورند، اما نباید این ناراحتی را به او منتقل کنند تا دچار احساس گناه نشود. در چنین شرایطی بهتر است ناراحتی خود را با همسر یا یک مشاور در میان بگذارند.
وی درباره واکنش درست والدین پس از طلاق فرزندشان نیز اظهار کرد: این اقدامات در واقع نوعی کمک اولیه محسوب میشود و هدف آن است که به ترمیم زخمهای روحی فرزند کمک کرده و زمینه التیام او فراهم شود و اگر این التیام شکل نگیرد، ممکن است برای فرزندشان نوعی عفونت روانی ایجاد شود.
حمایت یا دخالت؟
این روانشناس درباره اینکه افراد پس از طلاق چگونه میتوانند میان دریافت حمایت از والدین و جلوگیری از دخالت بیش از حد آنان تعادل برقرار کنند، اظهار کرد: پیش از هر چیز باید حمایت را از دخالت جدا کنیم. لازم است بدانیم بسیاری از دخالتهای والدین از اضطراب و نگرانی آنها ناشی میشود؛ آنها ترسهای مبهمی دارند، بنابراین بهتر است در ذهن خود این رفتارها را صرفاً نشانه نگرانی بدانیم، نه نشانه بیکفایتی خود.
همچنین توصیه میشود والدین در این زمینه با یک مشاور متخصص یا گروههای حمایتی در این زمینه صحبت کنند. بهتر است تمرکز را از گذشته به آینده بیاورند و از خود سوال کنند «ما کجا اشتباه کردیم» یا «کجا دقت نکردیم»، بپذیرند که طلاق اتفاقی است که امکان دارد برای هر کسی رخ دهد. در این میان، والدین باید به زندگی شخصی خود نیز توجه داشته باشند؛ برای مثال اگر به ورزش، سفر یا دیدار با دوستان علاقه دارند، این فعالیتها را ادامه دهند و حد و مرزهای مناسب را در روابط خود برقرار کنند.
وی ادامه داد: والدین وظیفه ندارند فرزندشان را از تمام دردها محافظت کنند اما وظیفه دارند بعد از یک طوفان به او بگویند ما کنارت هستیم، ناراحتی ات را مدیریت می کنیم و بزرگترین درس تاب آوری است یعنی هم والدین هم فرزند باید این تاب آوری را در کنار یکدیگر افزایش دهند.
سکوت حمایتگرانه، ارزشمندتر از کلام سرزنشآمیز
این روانشناس در پایان درباره نحوه برخورد والدین با فرزند طلاق گرفته با ذکر توصیهای گفت: نباید در حضور دیگران مدام به پیامدهای این اتفاق اشاره کرد؛ مثلا نگوییم «ببین این اتفاق باعث شده فشار خونم بالا برود» یا دیگر «پدرت آن آدم سابق نشد». همچنین نباید فرزند را با همسنوسالان یا اقوام مقایسه کنیم و بگوییم «الان از دخترداییات عقب افتادی». مهم است که انتظار اصلاح فوری نداشته باشیم؛ یعنی تصور نکنیم فرزند پس از جدایی خیلی سریع به روند عادی زندگی بازمیگردد. بهتر است در تربیت فرزند او دخالت نکنیم و اجازه دهیم خودش درباره شیوه زندگی و تربیت فرزندانش تصمیم بگیرد. گاهی سکوت حمایتگرانه بسیار ارزشمندتر از کلام سرزنشآمیز است، بنابراین باید نسبت به هر چیزی که بیان میکنیم دقت داشته باشیم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
 |