
به گزارش سفر نیوز، خانههای تاریخی تبریز تنها یادگارهایی از معماری دورههای گذشته نیستند؛ هر یک از این بناها بخشی از تاریخ اجتماعی، سبک زندگی، مناسبات خانوادگی و حتی تحولات سیاسی و فرهنگی شهر را در خود جای دادهاند؛ بناهایی که از عمارت بهنام و نیکدل تا خانههای ستارخان، علی مسیو و استاد شهریار، روایتهای متفاوتی از تبریز گذشته را پیش روی بازدیدکنندگان قرار میدهند.
تبریز در طول تاریخ، تنها در بازارها، مساجد، مدارس و بناهای عمومی خود روایت نشده است؛ بخش مهمی از تاریخ این شهر را باید در خانههایی جستوجو کرد که زمانی محل زندگی خانوادهها، تاجران، رجال سیاسی و چهرههای فرهنگی بودهاند. خانههایی که معماری آنها تنها به زیبایی بنا محدود نمیشود و نحوه شکلگیری فضاها، ارتباط میان اندرونی و بیرونی، حیاطها، حوضخانهها، ارسیها و تزئینات آنها، تصویری از شیوه زندگی و مناسبات اجتماعی ساکنانشان ارائه میدهد. در ادامه، ۱۰ خانه تاریخی تبریز را که هر یک بخشی از این روایت را در خود جای دادهاند، مرور میکنیم.
خانه بهنام؛ جلوهای از معماری اواخر زندیه و اوایل قاجار
خانه بهنام یا عمارت گنجهایزاده، از بناهای تاریخی تبریز با پیشینهای مربوط به اواخر دوره زندیه و اوایل قاجار است که در دوره ناصرالدینشاه مورد بازسازی قرار گرفت. این عمارت با حدود ۹۰۰ مترمربع مساحت، شامل دو بخش اصلی و ییلاقی، دو حیاط اندرونی و بیرونی و فضایی به نام طنبی با ارسی است که با شیشههای رنگی، گچبری و نقاشیهای تزئینی آراسته شده است. این بنا در سال ۱۳۷۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
ایوانهای جنوبی و شمالی با ستونهای بلند، حوضخانه با سقف گنبدی، هشتی، مهتابی، ارسیکاری و تزئینات مقرنس از دیگر عناصر معماری این خانه هستند. مطبخ، آشپزخانه تابستانی و حیاطهای آن نیز بخشی از ساختار این عمارت تاریخی را تشکیل میدهند. خانه بهنام امروز در خیابان مقصودیه، نرسیده به خیابان ارتش و در مجموعه دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز قرار دارد و هر روز به جز تعطیلات رسمی در دو نوبت قابل بازدید است.
خانه ستارخان؛ خانهای گرهخورده با تاریخ مشروطه
خانه تاریخی ستارخان، از بناهای مرتبط با دوران انقلاب مشروطه در تبریز و محل استقرار و فرماندهی سردار ملی ایران در آن دوران بوده است. بنای اولیه این خانه که متعلق به دوره قاجار بود، در سال ۱۲۸۹ هجری شمسی به توپ بسته شد و ساختمان فعلی در دوره پهلوی اول بازسازی شد. این بنا دارای نمای آجری ساده، حوضی در میانه حیاط، زیرزمینی به مساحت حدود ۳۰۰ مترمربع و شش حیاط است. پلکان حیاط به دالان زیرزمین منتهی میشود؛ مسیری که بنا بر روایت موجود، در جریان جنگ ۱۱ ماهه برای عبور اسبها به سمت میدان چایی مورد استفاده قرار میگرفت.
تابلوهای برنجی با طرح صحنههای نبرد و یک توپ جنگی قدیمی در حیاط و همچنین عکسها، سردیس ستارخان و یاران او و اسناد دوره مشروطه در فضای داخلی، بر پیوند این خانه با تاریخ مشروطه تأکید دارند. خانه ستارخان ۱۴ مهر ۱۳۸۶ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و در محله امیرخیز، خیابان شمس تبریزی، کوچه ستارخان غربی قرار دارد.
خانه نیکدل؛ ترکیبی از معماری و روایت زندگی یک تاجر تبریزی
خانه تاریخی نیکدل، نمونهای از معماری دوره قاجار با رگههایی از دوره زندیه است که ساختار آن با دو حیاط اندرونی و بیرونی، ایوان ستوندار، گچبریهای اسلیمی و ارسیهای رنگی شکل گرفته است. حیاط بیرونی با باغچه و حوض سنگی بزرگ از طریق راهروی غربی به حیاط اندرونی متصل میشود و زیرزمین بنا نیز با طاق قوسی و حوضخانه مرکزی، فضایی خنک برای فصل تابستان فراهم میکرده است.
تندیس ابراهیم نیکدل، تاجر تبریزی و مالک خانه، در حیاط اصلی قرار دارد. این بنا در ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی ثبت شد و پس از مرمت در سال ۱۳۹۱ به روی عموم بازگشایی شد. برخی منابع، خانه نیکدل را محل اقامت موقت ستارخان نیز دانستهاند. امروزه در این خانه مجموعهای از وسایل متعلق به صاحب بنا و اشیای قدیمی و نوستالژیک، از چرخ خیاطی ژاپنی و دوربین عکاسی قدیمی تا فانوس تاریکخانه، به نمایش گذاشته شده است.
خانه حریری؛ خانهای در مسیر تاریخی جاده ابریشم
خانه حریری از خانههای دوره قاجار تبریز است که در مسیر قدیم جاده ابریشم قرار دارد. این بنا متعلق به محمدآقا حریری، تاجر و مشروطهخواه تبریزی بوده و دارای دو بخش اندرونی و بیرونی است. حیاط اصلی مجموعه با حوض فیروزهای و باغچه گلکاری شده در مرکز قرار گرفته و نمای آجری، ایوانهای ستوندار، سقفهای نقاشیشده با مضامین اساطیری و قرآنی و مقرنسکاری، از عناصر شاخص معماری آن به شمار میروند.
خانه حریری با حدود ۲۵۰۰ مترمربع زیربنا در سال ۱۳۷۷ در فهرست آثار ملی ثبت شد. امروزه در بخش اندرونی این خانه، موزه مطبوعات تبریز فعال است و ابزار چاپ و نشریات قدیمی را در معرض نمایش قرار میدهد. این بنا در خیابان تربیت، کوچه نورهاشمی قرار دارد.
خانه استاد شهریار؛ آخرین منزل شاعر تبریزی
خانه استاد شهریار، سومین و آخرین منزل این شاعر در تبریز است که در سال ۱۳۴۷ خریداری شد و شهریار حدود ۲۰ سال در آن زندگی کرد. این خانه دو طبقه با زیربنای حدود ۲۵۰ مترمربع، از نظر معماری بنایی ساده است اما به دلیل پیوند مستقیم با زندگی و آثار شهریار، جایگاهی متفاوت در میان خانههای تاریخی و فرهنگی تبریز دارد.
این خانه در سال ۱۳۶۷ با همکاری خانواده شهریار و توسط شهرداری تبریز به موزه ادبی تبدیل شد و از سال ۱۳۷۰ بازگشایی شده است. بیش از ۵۰۰ اثر شامل دستخطها، یک نسخه قرآن به خط نسخ، سهتار شخصی شهریار، لوازم زندگی و هدایای داخلی و خارجی در این خانه نگهداری میشود. خانه استاد شهریار در خیابان ارتش جنوبی، محله مقصودیه قرار دارد.
خانه پروین اعتصامی؛ زادگاه بانوی شعر ایران
خانه پروین اعتصامی، زادگاه این شاعر نامآشنای ایرانی، از دیگر خانههای تاریخی تبریز است که قدمت آن به دوره پهلوی اول بازمیگردد. این بنا در فاصله سالهای ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰ ساخته شده و پروین تا هفت سالگی در آن زندگی کرده است. این خانه با حدود ۱۳۰۰ مترمربع مساحت، دارای دو طبقه است و بخش بزرگی از آن به حیاط و فضای مرکزی اختصاص یافته است.
وجود تنور نانپزی که در جریان مرمت بنا کشف شده و حوضخانهای با سقف کلیل آذری در زیرزمین، از جمله ویژگیهای این خانه است که تصویری از شیوه زندگی در گذشته ارائه میدهد. خانه پروین اعتصامی در سال ۱۳۸۵ توسط سازمان میراثفرهنگی خریداری و مرمت شد و در ۲۸ اسفند همان سال در فهرست آثار ملی قرار گرفت. این بنا امروز به عنوان مرکز دائمی نمایشگاههای فرهنگی و هنری ادارهکل میراثفرهنگی استان مورد استفاده قرار میگیرد.
خانه علی مسیو؛ یکی از پایگاههای مشروطه در تبریز
خانه علی مسیو از بناهای دوره قاجار و یکی از پایگاههای فعال جریان مشروطه در تبریز بوده است. این خانه محل برگزاری جلسات پنهانی بوده و بخشهایی همچون زیرزمینهای مخفی، مسیرهای فرار و محل نگهداری اسب داشته است. بنا از دو حیاط متصل به یکدیگر با ورودی کوچک تشکیل شده که حیاط بزرگتر آن حوض مرکزی دارد.
علی تبریزی، مشهور به علی مسیو، از بازرگانان و رهبران فکری مشروطه در آذربایجان بود و مالک این خانه محسوب میشد. خانه علی مسیو در ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی ثبت شد و امروزه در قالب موزه، اسلحه و کلت کمری، تصاویر مبارزان، دستنوشتهها و بریده روزنامههای دوره مشروطه را در خود جای داده است. این خانه در خیابان ارتش جنوبی، کوچه صدر، بنبست ختاییها قرار دارد.
خانه شربت اوغلی؛ از خانه یک تاجر تا فرهنگسرای تبریز
خانه شربت اوغلی از خانههای شاخص دوره قاجار تبریز با حدود ۱۵۰۰ مترمربع مساحت و ۱۳۰۰ مترمربع زیربنا در سه طبقه است. این عمارت دارای دو حیاط شمالی و جنوبی است که به وسیله هشتی، دالان آجری و ورودیهای جداگانه به یکدیگر متصل میشوند. مالک اولیه بنا تاجری در حوزه فرش بوده است.
شهرداری تبریز در سال ۱۳۶۹ این بنا را خریداری کرد و پس از مرمت توسط سازمان میراثفرهنگی، خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز و مرکز ایرانشناسی تبدیل شد. این بنا در ۶ اسفند ۱۳۷۹ در فهرست آثار ملی ثبت شده است و درب سرخاب، کوچه هشت متری فرهنگسرای تبریز قرار دارد.
خانه امیرکبیر؛ روایت حضور صدراعظم در تبریز
خانه امیرکبیر از عمارتهای تاریخی تبریز و یادگاری از اوایل دوره قاجار است که در زمینی حدود سه هزار مترمربع ساخته شده است. این بنای دو طبقه با یک زیرزمین، در دوره حضور میرزا محمدتقیخان فراهانی، امیرکبیر و صدراعظم ناصرالدینشاه، در تبریز محل زندگی و کار او بوده است.
ترکیب معماری ایرانی و اروپایی، آجرکاری و کاشیکاری، حیاط بزرگ و کتیبه تاریخی از ویژگیهای این بناست. خانه امیرکبیر در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۹۲ بازسازی شده و مجسمه برنزی امیرکبیر به ارتفاع ۲.۲ متر، اثر جعفر نجیبی، در حیاط آن قرار دارد. فضای داخلی نیز با آیینهکاری، گچبری، نقاشیهای دیواری و فرشهای نفیس تزئین شده و اسناد، کتابها، لباسها و وسایل شخصی منسوب به امیرکبیر در آن نگهداری میشود.
خانه لالهای؛ یادگار یحیی ذکا در تبریز
خانه تاریخی لالهای از بناهای اوایل دوره پهلوی اول و نمونهای از معماری شهری این دوره در تبریز است. این خانه دو طبقه با ستونها و سرستونهای گچبری شده ساخته شده و در ابتدا متعلق به فتحعلیاوف بوده است. حاج حسین لالهای در سال ۱۳۵۰ این بنا را خریداری کرد و در اوایل دهه ۷۰، خانه به سازمان میراثفرهنگی واگذار شد.
این بنا بعدها به دفتر پژوهشهای تاریخی یحیی ذکا تبدیل شد. یحیی ذکا از پژوهشگران برجسته معاصر و از بنیانگذاران موزه در ایران بود. حیاط گلکاریشده و ستونها و سرستونهای گچکاریشده از ویژگیهای معماری خانه لالهای است. این بنا در ۲۰ آذر ۱۳۷۹ در فهرست آثار ملی ثبت شده و در خیابان ارتش جنوبی، کوچه صدر قرار دارد.
دوشنبه/// ۱۰ خانه تاریخی تبریز؛ بناهایی که از «تبریز گذشته» روایت میکنند
خانههایی که فقط «ساختمان» نیستند
یک پژوهشگر حوزه تاریخ تبریز در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر اینکه خانههای تاریخی را نمیتوان صرفاً بناهایی قدیمی دانست، گفت: هر خانهای که از گذشته تبریز باقی مانده، متناسب با دوره تاریخی خود، سند و نشانهای از آن دوران است و روابط اجتماعی، سبک زندگی و مناسبات میان طبقات مختلف اجتماعی را برای ما بازگو میکند.
کریم میمنتنژاد با اشاره به زلزلهخیز بودن تبریز افزود: تبریز در طول تاریخ زلزلههای بزرگی را پشت سر گذاشته و حدود ۲۵۰ سال قبل نیز زلزله بزرگی در این شهر رخ داده است؛ از این رو بخش زیادی از بناهای تاریخی تبریز در آن زلزله از بین رفتهاند و بیشتر بناهای باقیمانده به اواخر زندیه، اوایل قاجار و دورههای پس از آن تعلق دارند. حتی اگر تنها بخشی از یک خانه مربوط به دوره زندیه در تبریز باقی مانده باشد، همان بخش نیز برای شناخت معماری و سبک زندگی آن دوره ارزش بسیاری دارد.
وی با مقایسه وضعیت خانههای تاریخی در ایران با برخی کشورهای اروپایی اظهار کرد: در برخی کشورهای اروپایی، بناها در طول چند قرن باقی مانده و در دورههای مختلف مرمت و بازسازی شدهاند، در حالی که در کشور ما در بسیاری از دورهها، بناهای مربوط به دورههای پیشین تخریب و ساختمانهای جدید جایگزین آنها شدهاند.
وی ادامه داد: در تبریز، با وجود اینکه از نظر تعداد خانههای تاریخی واجد ارزش، وضعیت مناسبی داریم، روند تخریب این خانهها نیز با سرعت زیادی ادامه پیدا کرده است. حدود ۱۰ سال پیش نزدیک به هزار خانه تاریخی واجد ارزش در فهرست آثار میراث فرهنگی قرار داشت، اما بخش قابل توجهی از این فهرست در سالهای اخیر از دست رفته است؛ برخی بناها بر اثر فرسودگی و برخی نیز به دلیل ساختوساز و منافع اقتصادی تخریب شدهاند.
این پژوهشگر تاریخ تبریز درباره مهمترین روایتی که خانههای تاریخی برای نسل امروز دارند، گفت: به نظر من «اصالت و وقار» روایتی است که این خانهها از نسلهای قدیم به نسلهای جدید منتقل میکنند. اصالت و وقار موضوعاتی هستند که میتوان به آنها افتخار کرد و با نگاه کردن به این خانهها، از دانش، هنر و زیباییشناسی نیاکان خود در شهری که برای ما ساختند و به یادگار گذاشتند، احساس غرور و لذت کرد.
معماری خانهها، بازتاب اقلیم و سبک زندگی
وی با اشاره به تأثیر اقلیم بر معماری خانهها گفت: خانههای تاریخی متناسب با جغرافیا و اقلیم هر منطقه شکل گرفتهاند. برای نمونه، در مناطق سردسیر و کوهستانی، ارتفاع خانهها کمتر بوده، در حالی که در مناطق مرکزی ایران عناصر معماری متفاوتی مانند بادگیرها شکل گرفته است. جغرافیا تأثیر مستقیمی بر معماری خانهها، بازارها و بناهای عمومی داشته است.
وی با بیان اینکه یکی از اشتراکات مهم خانههای تاریخی، توجه به حریمهای خصوصی و اجتماعی بوده است، افزود: در بسیاری از خانهها، چند خانواده در یک بنا زندگی میکردند و فضاهایی مانند راهنشین، شاهنشین و طنبی، هر یک کارکرد مشخصی داشتند. بزرگ خاندان معمولاً در فضای اصلی و فرزندان و دیگر اعضای خانواده در اتاقهای پیرامونی سکونت داشتند و بسیاری از امور مربوط به خانه، از رسیدگی به باغچه و درختان تا برفروبی در زمستان، به صورت گروهی انجام میشد. همین تقسیم وظایف و زندگی خانوادگی در کنار یکدیگر، ارتباطات اجتماعی میان اعضای خانواده را تقویت میکرد.
وی درباره تفاوت خانههای اعیانی و معمولی نیز گفت: خانههای اعیانی عناصر و جزئیات متفاوتتری داشتند؛ برای نمونه، سرایداری و اتاق مخصوص سرایدار در ورودی برخی از این خانهها وجود داشت. این خانهها در دورهای به خانههای «سردرآجری» نیز شهرت داشتند، چراکه سردر آنها با آجرکاری تزئین میشد.
این پژوهشگر تاریخ تبریز ادامه داد: نمای بیرونی خانههای اعیانی و معمولی از کوچه تفاوت چندانی نداشت و اغلب ساده بود، اما پس از عبور از هشتی، دالان و حیاط بیرونی، تفاوتها آشکار میشد؛ از پنجرهها و شیشههای رنگی گرفته تا نقاشیهای طنبی، ستونها، تزئینات سقف، آجرکاری، قاببندی دیوارهای حیاط و حوضها. میزان و ظرافت این عناصر نیز متناسب با جایگاه اجتماعی و اقتصادی صاحب خانه متفاوت بود.
وقتی تغییر کاربری، «دیالوگ» خانه را تغییر میدهد
وی درباره ضرورت حفظ خانههای تاریخی اظهار کرد: یک جامعه باید خودش تصمیم بگیرد که با گذشته خود چگونه برخورد کند. حفظ این آثار تنها با بخشنامه و آییننامه اتفاق نمیافتد و جامعه باید به سطحی از آگاهی برسد که تفاوت این آثار را بداند و برای آنها ارزش قائل شود. در دوره پهلوی دوم، با ورود درها و پنجرههای فلزی، نوعی به رخ کشیدن برای جایگزین کردن پنجرههای چوبی با پنجرههای فلزی شکل گرفت؛ در حالی که پنجرههای چوبی با ظرافتها و هنر نجاران آن دوره ساخته شده بودند و بخشی از هنر و مهارت آنها را به یادگار گذاشته بودند.
وی با اشاره به نقش دستگاههای دولتی در حفظ بخشی از این بناها گفت: در حدود ۵۰ سال گذشته، دولت و مراکز دولتی بخشی از این خانهها را تملک کرده و با تبدیل آنها به موزه، مرکز اداری یا دانشگاهی به نگهداری آنها کمک کردهاند که این اقدام در دوره خود ارزشمند بوده است؛ اما تغییر کاربری میتواند ارتباط میان عناصر خانه و سبک زندگی گذشته را نیز دچار اختلال کند. برای تبدیل یک خانه به کاربری اداری، ممکن است چند دیوار یا در تغییر کند، برخی فضاها حذف یا باز شود و حریمهایی که در گذشته وجود داشته، از بین برود. در نتیجه، دیالوگی که میان عناصر خانه و سبک زندگی ساکنان آن وجود داشته، آسیب میبیند.
میمنتنژاد تصریح کرد: خانههای تاریخی اگر با دقت دیده شوند، میتوانند با ما سخن بگویند و از دوران خود روایت کنند، اما مرمتهای غیراصولی و تغییر کاربریهای نامتناسب، گاهی این دیالوگ را مختل میکند. شاید روزی جامعه به این آگاهی برسد که اگر خانهای را مرمت میکنیم، همچنان به شکل خانه از آن استفاده شود. افرادی که توان مالی دارند میتوانند این خانهها را خریداری و مرمت کنند و با رعایت معماری داخلی، امکاناتی مانند برق، گرمایش و سرمایش را نیز به آنها اضافه کنند.
به گزارش ایسنا، خانههای تاریخی تبریز را نمیتوان تنها با تعداد اتاقها، حیاطها، ارسیها و تزئیناتشان شناخت؛ آنچه به این بناها ارزش میدهد، روایتی است که پشت هر دیوار و هر فضای معماری آنها پنهان شده است. از خانههایی که به تاریخ مشروطه گره خوردهاند تا خانههایی که زندگی شاعران و چهرههای فرهنگی را روایت میکنند، هر یک بخشی از حافظه این شهر را در خود حفظ کردهاند؛ حافظهای که حفظ آن، تنها به مرمت بنا محدود نمیشود و نیازمند شناخت، معرفی و انتقال معنای آن به نسلهای جدید است.