|
شرح و تحلیل تبیینی پیام رهبر انقلاب به مناسبت ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار
تاريخ خبر:
شنبه، 25 مهر 1405
ساعت:
14:51
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، تحلیل تبیینی پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ولادت حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) و روز پرستار، منتشر شد که به شرح زیر است:
پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای (مدّظلّهالعالی)، به مناسبت سالروز ولادت حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) و روز پرستار، منظومهای بههمپیوسته از معارف دینی، ارزشهای انسانی، ظرفیتهای اجتماعی و الزامات حکمرانی را پیش روی مخاطب قرار میدهد. در این پیام، سیره حضرت زینب (سلاماللهعلیها) بهعنوان الگویی جامع از شفقت، خیرخواهی، صبر، شجاعت و صلابت، مبنای تبیین دو موضوع اساسی قرار میگیرد: نقشآفرینی بانوان ایران اسلامی در تحولات اجتماعی و ملی و جایگاه پرستاران در صیانت از سلامت و آرامش جسمی و روحی جامعه. پیام، در ادامه، این دو محور را به مسئولیت نظام سلامت در تقویت جامعه پرستاری پیوند میزند و با یادکرد شهدای این جامعه، افق ارزشی و ملی بحث را با مسئله عزت و اقتدار ایران اسلامی تکمیل میکند. از این منظر، متن را باید در مقام تبیین نسبت میان الگوی دینی، کنشگری اجتماعی، خدمت حرفهای و مسئولیت حکمرانی مطالعه کرد.
در بخش نخست پیام، حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) در پیوند با مکتب تربیتی و معرفتی اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) معرفی میشوند. اشاره به پرورش ایشان در سایه محبت، تربیت و ملازمت با خمسه طیبه، بر این معنا دلالت دارد که شخصیت ممتاز انسانی و تاریخی، در پیوند با منظومه تربیتی و ارزشی شکل میگیرد. در این صورتبندی، عظمت حضرت زینب (سلاماللهعلیها) محصول رشد در مکتبی معرفی میشود که شرافت، فضیلت، معرفت و مسئولیتپذیری را درهم میآمیزد. بنابراین، الگوی زینبی در این پیام، پیش از آنکه به رفتار منفرد اشاره داشته باشد، بیانگر نظام تربیتی و اخلاقی است که میتواند مبنای فهم کنشگری مسئولانه در عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی قرار گیرد.
تأکید بر جلوههای گوناگون شخصیت حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) و برجستهسازی اوج این جلوهها در حماسه عاشورا، یکی از کانونهای معنایی پیام است. در این بازنمایی، دو ویژگی بهصورت همزمان مورد تأکید قرار میگیرند: از یک سو، شفقت بیمنت، خیرخواهی، غمخواری و صبر در مواجهه با مظلومان و رنجدیدگان؛ و از سوی دیگر، صلابت و شجاعت در برابر دشواریها و شرایط طاقتفرسا. اهمیت این ترکیب در آن است که مهربانی و اقتدار را دو ویژگی متعارض معرفی نمیکند. در منطق پیام، شخصیت زینبی هم توان همدلی با انسان رنجدیده را دارد و هم از استواری لازم برای ایستادگی در برابر سختیها برخوردار است. از این رو، الگوی زینبی را میتوان الگویی جامع از قدرت اخلاقی دانست که در آن، عاطفه و مسئولیت، صبر و اقدام، و شفقت و مقاومت در امتداد یکدیگر قرار میگیرند.
بازخوانی سیره حضرت زینب (سلاماللهعلیها) در این چارچوب، واجد دلالتی فراتر از بزرگداشت شخصیت تاریخی است. پیام، با برجستهکردن همزمان ابعاد عاطفی، اخلاقی و حماسی این شخصیت، الگویی برای فهم مسئولیت در شرایط دشوار ارائه میکند؛ الگویی که در آن، مواجهه با رنج دیگران به همدلی منفعلانه محدود نمیشود و ایستادگی نیز از مسئولیت اخلاقی و انسانی جدا نمیماند. این پیوند، زمینه معنایی لازم را برای انتقال از شخصیت حضرت زینب (سلاماللهعلیها) به نقش بانوان ایرانی و سپس به جایگاه پرستاران فراهم میسازد. به بیان دیگر، پیام میان الگوی تاریخی و دینی و مصادیق معاصر خدمت و مقاومت بر استمرار ارزشهای مشترک در عرصههای متفاوت زندگی اجتماعی تأکید دارد.
در بخش مربوط به بانوان و دختران ایران اسلامی، تاریخ نهضت و انقلاب اسلامی بهعنوان عرصه ظهور جلوههای زینبی معرفی میشود. تعبیر «حضور زینبی» در این بخش از پیام رهبر معظم انقلاب ناظر به نقشآفرینی زنانی است که در بزنگاههای تاریخی و اجتماعی، مسئولیتپذیری، اراده، ایستادگی و حضور مؤثر خود را به نمایش گذاشتهاند. بدینترتیب، زن در صورتبندی کنشگری فعال در تحولات جامعه و یکی از عوامل اثرگذار در پیشبرد اهداف جمعی به شمار میرود. اهمیت این نگاه در آن است که هویت زن مسلمان را با مجموعهای از ظرفیتهای اخلاقی، اجتماعی و تاریخی تعریف میکند و حضور او را در نسبت با مسئولیتهای عمومی و سرنوشت جامعه مورد توجه قرار میدهد.
توصیف دوره معاصر با تعبیر «بعثت بیبدیل ملت» و اشاره به ظهور کیفیت و کمیتی شگفتآور از نقشآفرینی بانوان در دفاع مقدس سوم، بر تلقی رهبر انقلاب از این دوره بهعنوان مرحلهای برجسته در بروز ظرفیتهای اجتماعی ملت ایران دلالت دارد. در این چارچوب، حضور بانوان و دختران در شهرها و روستاها و در میدانهای اجتماعی، بخشی از پویایی جامعه در مواجهه با تهدیدها معرفی میشود. رهبر معظم انقلاب، این حضور را بهویژه از حیث «تبیین عملی» و مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت واجد اهمیت میداند. تعبیر تبیین عملی، دلالت بر آن دارد که کنش اجتماعی و حضور مسئولانه میتواند حامل معنا و پیام باشد و ارزشها را از رهگذر رفتار جمعی و مشارکت در صحنه به نمایش بگذارد. در این نگاه، نقشآفرینی بانوان در عرصه اجتماعی، هم واجد بُعد مقاومتی است و هم میتواند در پایداری و اراده ملی مؤثر باشد.
تأکید بر اینکه بانوان زینبی در پشت خطوط جنگ سخت پیشگام تبیین عملی و مقاومتاند، همچنین نشان میدهد که میدان مواجهه با تهدید را نمیتوان به عرصه نظامی و رویارویی مستقیم محدود کرد. استمرار حضور اجتماعی، حفظ پویایی جامعه، نمایش اراده عمومی و ایستادگی در برابر فشارها نیز بخشی از ظرفیت ملی برای مواجهه با تهدید محسوب میشود. بر این اساس، مقاومت از مشارکت اجتماعی، انسجام عمومی و توان جامعه برای حفظ حیات و پویایی خود نیز اثر میپذیرد. با این حال، اهمیت این حضور هنگامی پایدارتر خواهد شد که ظرفیتهای اجتماعی بانوان، افزون بر شرایط بحرانی، در سیاستگذاریها و سازوکارهای مشارکت عمومی نیز به رسمیت شناخته شود و امکان اثرگذاری مستمر آنان در عرصههای فرهنگی، علمی، اجتماعی و خدماتی فراهم آید.
در این متن پس از تبیین جایگاه بانوان، به مناسبت دوم، یعنی روز پرستار، میپردازد و انتخاب سالروز ولادت حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) برای بزرگداشت پرستاران را بر مبنای اشتراکهای اخلاقی و انسانی توضیح میدهد. وجه پیونددهنده در اینجا، مهربانی، همزبانی با دردمندان، شفقت، صبر و فداکاری است؛ ویژگیهایی که در سیره حضرت زینب (سلاماللهعلیها) برجسته شده و در کار حرفهای پرستاران نیز ظهور مییابند. این پیوند، پرستاری را از سطح یک فعالیت صرفاً فنی و درمانی فراتر میبرد، بیآنکه اهمیت دانش و مهارت تخصصی آن را نادیده بگیرد. در این صورتبندی، پرستاری حرفهای است که کیفیت انسانی خدمت در آن، در کنار توانمندی تخصصی، نقشی تعیینکننده دارد و مواجهه با درد و رنج بیمار، مسئولیتی اخلاقی و حرفهای را نیز بر عهده پرستار قرار میدهد.
قرارگرفتن پرستاران در کنار پزشکان، معلمان و مربیان، روحانیون و امدادگران در شمار اقشاری که نقشی «احیاگر و امیدبخش» دارند، دامنه را از حرفه خاص به مجموعهای از مشاغل خدمتمحور گسترش میدهد. وجه مشترک این گروهها آن است که فعالیت آنان با حفظ، ارتقا یا بازسازی توان و امید انسانها ارتباط دارد. پرستار در این میان، به سبب ارتباط نزدیک و ممتد با بیمار، جایگاهی ویژه مییابد؛ زیرا بخش مهمی از تجربه بیمار از نظام سلامت، در نحوه مراقبت، ارتباط انسانی، پاسخگویی و همراهی مستمر پرستار شکل میگیرد؛ بنابراین رهبر انقلاب با قراردادن پرستاری در منظومه مشاغل احیاگر، ارزش اجتماعی این حرفه را برجسته میسازند و یادآور میشوند که کارکرد نهادهای خدمترسان را نباید صرفاً با خروجیهای فنی و قابل اندازهگیری ارزیابی کرد؛ کیفیت ارتباط انسانی و تأثیر آن بر وضعیت روانی و اجتماعی افراد نیز بخشی از اثربخشی خدمت است.
تشبیه پرستار به «فرشته رحمت» در موقعیتی مطرح میشود که پرستار در مواجهه با کجخلقی، بیتابی و رنج اشخاص بیمار، زمینه آرامش، امید و بهبود آنان را فراهم میکند. این تعبیر، ناظر به فضیلت اخلاقیِ خدمت در شرایطی است که دریافتکننده خدمت لزوماً توانایی پاسخگویی متعارف یا ابراز رضایت ندارد. بیمار ممکن است به سبب درد، اضطراب، ترس یا فرسودگی روانی، رفتاری دشوار از خود نشان دهد؛ بااینحال، پرستار باید در حدود مسئولیت حرفهای خود، مراقبت و همراهی را با صبر و احترام استمرار بخشد. در این معنا، ارزش کار پرستاری در توانایی حفظ کیفیت مراقبت در موقعیتهای دشوار نیز آشکار میشود. البته این تأکید اخلاقی نباید به معنای نادیدهگرفتن حقوق پرستاران، پذیرش بیحد فشار کاری یا عادیسازی رفتارهای آسیبزا با آنان تلقی شود؛ بلکه صیانت از کرامت حرفهای پرستار و فراهمکردن شرایط مناسب خدمت، از الزامات تحقق همان ارزشهاست.
یکی از نکات، تمایز میان نقش پزشک و پرستار در فرایند درمان است. رهبر معظم انقلاب با اشاره به اینکه حضور پرستار، برخلاف نقش پزشک، نیازمند استمرار، پیگیری و صبر ممتد است، بر ماهیت زمانی و ارتباطی مراقبت پرستاری تأکید میکند. این بیان را نباید به معنای کماهمیتدانستن حضور پزشک یا تقلیل درمان به مراقبت پرستاری فهمید؛ بلکه مقصود، برجستهکردن ویژگی متمایزی است که در بسیاری از مراحل درمان، از مراقبت روزمره تا پایش وضعیت بیمار و همراهی با او، نقشی اساسی دارد. پرستار در تماس مستمر با بیمار، افزون بر پیگیری وضعیت جسمی، با ترسها، نگرانیها و نوسانات روحی او نیز مواجه است و میتواند در کاهش اضطراب، تقویت امید و بهبود تجربه درمان اثرگذار باشد. از این منظر، نظام سلامت زمانی از ظرفیت کامل خود بهره میبرد که نقشهای تخصصی مختلف را مکمل یکدیگر ببیند و برای هماهنگی میان آنها، تقسیم کار روشن و سازوکارهای مؤثر همکاری فراهم کند.
تأکید بر اینکه اثر حضور پرستار فراتر از امور جسمی است و میتواند مرهم آلام روانی و روحی و مانع غلبه ناامیدی باشد، یکی از مبانی مهم نگاه جامع پیام رهبری به سلامت را آشکار میکند. در این چارچوب، وضعیت روانی بیمار و توان او برای مواجهه با رنج و فرایند درمان نیز اهمیت دارد. ارتباط انسانی، توضیح روشن مراحل مراقبت، توجه به نگرانیهای بیمار و همراهی صبورانه، میتواند تجربه درمان را بهبود بخشد و احساس تنهایی و ناامنی را کاهش دهد. از این رو، تعبیر آنچه گاه از عهده طبیبان خارج است، ناظر به ظرفیت مکمل مراقبت پرستاری در فرایند درمان است، نه جایگزینی آن با تشخیص و درمان پزشکی. دلالت اجرایی این نگاه، ضرورت توجه به مراقبت جامع، سلامت روان، ارتباط حرفهای با بیمار و جایگاه مراقبت مستمر در ارزیابی کیفیت خدمات سلامت است.
در ادامه، مسئله پرستاری را در بستر فشارهای خارجی و محدودیتهای مربوط به درمان و دارو قرار میدهد. اشاره به تلاش شبکه استکبار برای تحمیل رنج بر ملتهای آزاده و مقاوم، بهویژه ملت ایران، چارچوب کلان سیاسی و بینالمللی را مشخص میکند. در این چارچوب، سلامت جامعه میتواند در معرض پیامدهای فشارهای خارجی و محدودیتهای دسترسی به دارو و خدمات درمانی قرار گیرد. از این منظر، تقویت جامعه پرستاری را در پیوند با صیانت از سلامت و امنیت جسمی و روحی مردم مطرح میکند. البته از حیث تحلیل سیاستی، باید میان ارزیابی سیاسی آن درباره منشأ فشارها و بررسی تخصصی آثار هر محدودیت بر نظام سلامت تمایز قائل شد؛ اما در منطق خود متن، این دو سطح در یک مسئله کلان به هم میرسند: ضرورت افزایش توان ملی برای استمرار ارائه خدمات سلامت و کاهش آسیبپذیری جامعه در برابر فشارهای بیرونی.
توصیه به مسئولان حوزه سلامت برای تقویت جامعه پرستاری، بخش سیاستی و اجرایی نگاه رهبری را شکل میدهد. این توصیه به مجموعهای از مؤلفههای مشخص اشاره دارد: حفظ و ارتقای دانش، مهارت، توان، نشاط، انگیزه و کرامت پرستاران. تنوع این مؤلفهها نشان میدهد که ارتقای جامعه پرستاری به اقدام منفرد یا صرفاً تجهیزاتی فروکاسته نمیشود. دانش و مهارت، به صلاحیت علمی و حرفهای مربوطاند؛ توان، ظرفیت عملی برای انجام مسئولیت را در بر میگیرد؛ نشاط و انگیزه، با پایداری نیروی انسانی و کیفیت انجام وظیفه ارتباط دارند؛ و کرامت، جایگاه انسانی و حرفهای پرستار را مورد توجه قرار میدهد. این ابعاد به یکدیگر وابستهاند: آموزش و مهارت بدون امکانات و شرایط کاری مناسب، بهتنهایی اثربخشی کامل ایجاد نمیکند؛ و افزایش ظرفیت عملیاتی نیز بدون حفظ انگیزه و کرامت نیروی انسانی، ممکن است به فرسودگی و تضعیف پایداری خدمت منجر شود. از این رو، پیام را میتوان دعوتی به اتخاذ رویکردی جامع در مدیریت و توسعه منابع انسانی نظام سلامت دانست.
تأکید ویژه بر پرستارانی که خود را وقف خدمت در نهادهای غیرخصوصی کردهاند، به بخشی از جامعه پرستاری را برجسته میکند که در مراکز و نهادهای غیردولتیِ خصوصی فعالیت نمیکنند. این تأکید را میتوان در نسبت با نقش خدمات عمومی و مسئولیت نهادهای متولی سلامت تحلیل کرد. مراکز ارائهدهنده خدمات عمومی، در تأمین دسترسی مردم به مراقبت و استمرار خدمترسانی جایگاهی مهم دارند و وضعیت نیروی انسانی آنها بر کیفیت و پایداری این خدمات اثر میگذارد. در نتیجه، توجه ویژه به پرستاران این بخش باید به سیاستهای روشن و قابل ارزیابی در زمینه تأمین نیروی انسانی، آموزش مستمر، شرایط کاری، حفظ انگیزه و صیانت از کرامت حرفهای ترجمه شود.
نکته اساسی آن است که مسئولیت در قبال جامعه پرستاری در سطح توصیه اخلاقی و قدردانی نمادین متوقف نمیشود و قرارگرفتن این امور در شمار اولویتها و این انتقال از ارزشگذاری به مسئولیت نهادی یکی از مهمترین دلالتهای اجرایی پیام است. اگر پرستاری نقشی تعیینکننده در سلامت جسمی و روحی جامعه دارد، تقویت آن نیز باید در تصمیمگیریهای سازمانی و تخصیص ظرفیتهای نظام سلامت بازتاب یابد.
در بخش پایانی، تبریک همزمان دو مناسبت به ملت ایران، بانوان وظیفهشناس و پراراده و بهطور خاص خواهران و برادران پرستار، دامنه مخاطبان را بهروشنی مشخص میکند. خطاب ولی امر مسلمین از یک سو جایگاه عمومی و ملی نقشآفرینی بانوان را به رسمیت میشناسد و از سوی دیگر، جامعه پرستاری را بهعنوان گروهی حرفهای و خدمتگزار مورد توجه خاص قرار میدهد. نامبردن از خواهران و برادران پرستار نیز نشان میدهد که تکریم این حرفه به یک جنسیت محدود نیست. بدینترتیب کلام معظم له، میان مناسبت دینی، سرمایه اجتماعی و حرفه تخصصی ارتباط برقرار میکند و از ظرفیت نمادین مناسبت برای یادآوری اهمیت خدمت و مسئولیت عمومی بهره میگیرد.
یادکرد از شهدای مظلوم و فداکار جامعه پرستاری بهویژه شهدای پرستار در جنگهای تحمیلی دوم و سوم و حوادث دیماه ۱۴۰۴ پیوند میان خدمت حرفهای، فداکاری و حافظه جمعی را برجسته میکند. در این بخش، پرستاران اعضای جامعهای هستند که برخی از آنان در شرایط بحرانی و در مسیر انجام وظیفه، جان خود را از دست دادهاند. این یادکرد، شأن انسانی و اجتماعی خدمت پرستاری را در موقعیتهای دشوار یادآوری میکند و ضرورت پاسداشت یاد و نام جانباختگان این حرفه را در حافظه عمومی مطرح میسازد. در سطح نهادی، پاسداشت این فداکاریها هنگامی معنای پایدارتر مییابد که با حمایت از خانوادههای آسیبدیده، ثبت و حفظ روایتهای مستند و توجه عملی به ایمنی و پشتیبانی از نیروهای سلامت در شرایط بحران همراه شود. این موارد، الزامات پیشنهادی برای تبدیل یادکرد نمادین به پاسداشت اجتماعی و نهادیاند و باید از متن صریح پیام که بر طلب رحمت الهی برای شهدا تأکید دارد، متمایز بمانند.
دعای پایانی برای عزت و اقتدار بیش از پیش ملت ایران و برخورداری از آنچه شایسته پیروی از مکتب حضرت زینب (سلاماللهعلیها) است، افق نهایی مطالب معظمله را ترسیم میکند. در این جمعبندی، سیره زینبی از الگوی اخلاقی فردی فراتر میرود و به معیاری برای سنجش جهتگیریهای اجتماعی و ملی تبدیل میشود. عزت و اقتدار در این چارچوب، با ارزشهایی، چون مسئولیتپذیری، فداکاری، شفقت، شجاعت، امیدآفرینی و پایداری پیوند میخورد. بنابراین، اقتدار ملی برخورداری جامعه از سرمایه انسانی متعهد، نهادهای خدمترسان توانمند و پیوندهای اجتماعی پایدار نیز در تقویت آن نقش دارد.
برآیند تبیینی پیام رهبر فرزانه انقلاب آن است که سیره حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) الگویی جامع از شفقت و صلابت، صبر و شجاعت و مسئولیتپذیری در برابر رنج و دشواری ارائه میکند؛ بانوان و دختران ایران اسلامی، حاملان معاصر بخشی از این ارزشها در میدانهای اجتماعی و ملی هستند و پرستاران به سبب حضور مستمر، مراقبت صبورانه و نقشآفرینی در سلامت جسمی و روحی مردم، نمونهای برجسته از خدمت احیاگر و امیدبخش به شمار میروند. در ادامه این منظومه، مسئولیت نظام سلامت در حفظ و ارتقای دانش، مهارت، توان، نشاط، انگیزه و کرامت پرستاران بهعنوان ضرورتی برای تقویت کیفیت و پایداری خدمات عمومی مطرح میشود.
از این رو، این منظومه مفهومی را میتوان دعوتی همزمان به بازشناسی سرمایههای اخلاقی و اجتماعی ملت، پاسداشت نقش بانوان و جامعه پرستاری و ترجمه ارزشهای دینی و انسانی به اولویتهای عملی در حکمرانی سلامت دانست؛ مسیری که در افق نهایی خود با صیانت از سلامت و آرامش مردم و تقویت عزت و اقتدار ایران اسلامی پیوند مییابد.
|